معنی سیف اسفرنگی
8 بازدید
[ سَ فِ اِ فَ رَ ] (اِخ) مولانا سیف الدین الاعرج از اهل اسفرنگ ماوراءالنهر بود و بهمین سبب او را سیف اسفرنگی یا سیف اسفرنگ گویند. دربارهٔ او نوشته اند که در خطهٔ خوارزم نشو و نما یافته و به انواع علوم آراسته بود. از مجموع سخنان تذکره نویسان چنین مستفاد میشود که سف اسفرنگ شاعر دورهٔ خوارزمشاهی از عهد ایل ارسلان تا عهد سلطان محمد خوارزمشاه بود و حتی چنانکه گفته اند چون در ۶۷۲ هـ . ق. در هشتادوپنجسالگی فوت کرده، پس قسمت اعظم دورهٔ مغول را بزعم ایشان درک کرده است. وی معاصر شمس خاله و ضیاءالدین خجندی و مجیرالدین بیلقانی بوده. از ممدوحان او از همه قدیمتر سلطان سنجر سلجوقی (۵۱۱ -۵۵۲ هـ . ق.) و دیگر از ممدوحان خسرو ملک غزنوی و تاج الدین محمودخان است. سیف اسفرنگ سلاطین خوارزمشاهی را هم مدح گفت. از اشعار اوست: چو ز حرف ما گذشتی قلمی در آسمان کش بمثال لاابالی خط نسخ در جهان کش ز گشادنامهٔ دل رقم خیال کم کن ز هوای خود چو عنقا پروبال در نهان کش. (از تاریخ ادبیات صفا صص ۷۴۹ -۷۹۸). رجوع به غیاث اللغات، آنندراج، مجمع الفصحاء ج ۱ ص ۲۵۲، مرآةالخیال ص ۴۳، آتشکدهٔ آذر و تذکرةالشعرا شود.
کلمات همقافیه با «سیف اسفرنگی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «گی» برای سرودن شعر