معنی سیفی بخارائی

معنی واژه سیفی بخارائی

0 بازدید
[ سَ فیِ بُ ] (اِخ) سیفی بخاری. از بخارا است و از آنجا بشهر هری آمد و اکثر کتب متداوله را مطالعه کرد. در اثنای مطالعه بشعر نیز مشغول می بود و شعر او چون نیکو بود و پر مثل شهرت پیدا کرد. این مطلع از اوست: دلا وصف میان نازک جانان من گفتی نکو رفتی حدیثی از میان جان من گفتی. مولانا از جهت عامهٔ جوانان شهر شعرهای خوب گفته. در این طرز و طور لطایف نیکو بنظم آورده از اوست: تا بنقد جان مه خباز من نان میدهد عاشق بیچاره نان میگوید و جان میدهد. (از مجالس النفایس ص ۲۳۱). رجوع به آتشکدهٔ آذر ص ۳۳۶، هفت اقلیم، تذکرهٔ نصرآبادی صص ۵۱۳ -۵۱۴، قاموس الاعلام ترکی ص ۲۷۶۷ و ریحانة الادب ص ۲۷۶ شود.
راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید