معنی سیاهگلیم
6 بازدید
[ گِ ] (ص مرکب) بدبخت. بی دولت. سیه روز. (برهان). کنایه از مدبر و بی دولت. (آنندراج). بدبخت. بی دولت. (انجمن آرا) (فرهنگ رشیدی): دمی نمیرودم از سواد دیده سرشک که هیچ طفل مبادا چو او سیاه گلیم. سنایی (از آنندراج). گشتم از غم من سیاه گلیم زردرو از سپیدکاری تو. سیدحسن غزنوی. سپیدروی برانگیخته شود چو به نزع ندید چهرهٔ اهریمن سیاه گلیم.سوزنی.
کلمات همقافیه با «سیاهگلیم»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یم» برای سرودن شعر