معنی سیاهچشم
7 بازدید
[ چَ / چِ ] (اِ مرکب) طائر شکاری را گویند چرا که چشم بعض نوع طائر شکاری سیاه میباشد مثل بحری، شاهین، چرغ و غیره. (غیاث اللغات). باز شکاری. || (ص مرکب) کنایه از بیمروت و بی وفا. (آنندراج). نامهربان. بی محبت. (ناظم الاطباء). || آنکه چشم سیاه دارد. (یادداشت بخط مؤلف). صفت معشوق است بدو وجه یکی آنکه سیاهی چشم موجب حسن خوبی است و دیگر آنکه طائر شکاری سیاه چشم بی وفا باشد خلاف طائر زردچشم که در عرف آنرا کلال چشم گویند. (غیاث اللغات). ادعج. (زمخشری). اکحل. کحلاء. (ذخیرهٔ خوارزمشاهی): شاد زی با سیاه چشمان شاد که جهان نیست جز فسانه و باد.رودکی. سیاه چشمان در پیش و باده ها در دست یکی بگونهٔ روی و یکی برنگ قبا.فرخی. تذرو عقیق روی کلنگ سپید رخ گوزن سیاه چشم پلنگ ستیزه کار.فرخی.
کلمات همقافیه با «سیاهچشم»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «شم» برای سرودن شعر