معنی سیاهچرده
7 بازدید
[ چَ / چِ / چُ دَ / دِ ] (ص مرکب) سیاه رنگ باشد چه چرده به معنی رنگ و لون است. (برهان) (آنندراج). آنکه رنگش بسبزی زند. (شرفنامه). تار. اسمر. گندمگون. سیاه رنگ. (ناظم الاطباء): محمدبن جریر رحمةاللََّه علیه گفت که سرخ و سفید بود و گروهی گویند سیاه چرده بود. (ترجمهٔ تاریخ طبری بلعمی). بساق پای چو کلک و سیاه چرده چو شلک ورا نه مال و نه ملک و ورا نه خویش و تبار. سوزنی. ای پیک پی خجسته چه نامی فدیت لک هرگز سیاه چرده ندیدم بدین نمک.حافظ.
کلمات همقافیه با «سیاهچرده»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ده» برای سرودن شعر