معنی سیاهپوشی کردن
7 بازدید
[ کَ دَ ] (مص مرکب) سیاه پوشیدن : تا جهان داشت تیزهوشی کرد بی مصیبت سیاه پوشی کرد.نظامی.
کلمات همقافیه با «سیاهپوشی کردن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر