معنی سیاهمست
6 بازدید
[ مَ ] (ص مرکب) بدمست. (آنندراج). مردم مست افتاده بیهوش. (ناظم الاطباء). مست طافح. مست مست. مست خراب.
کلمات همقافیه با «سیاهمست»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ست» برای سرودن شعر