معنی سیان
9 بازدید
[ سَ ] (اِ) گیاهی است که بر درخت پیچد و به عربی عشقه گویند. (برهان) (اوبهی) (آنندراج). و بپارسی پیچه و تحفه گفتند که آنرا پرسیان نیز گویند. (از فرهنگ رشیدی) (از آنندراج): آنکه سرش از فضل خداوند بتابد فردا بکند آتش و اغلال سیانیش. ناصرخسرو. از این پسش تو ببینی دوان دوان در دشت بکفش و موزه درافکنده صدهزار سیان. عمعق.
کلمات همقافیه با «سیان»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ان» برای سرودن شعر