معنی سیاست فرمودن
6 بازدید
[ سیا سَ فَ دَ ] (مص مرکب) مجازات کردن. کشتن : و بعد از آن سلطان سعدالملک را با چند تن دیگر از خواجگان معروف سیاست فرمود و بدر اصفهان بر کنار زرینه رود همه را بیاویخت. (مجمل التواریخ).
کلمات همقافیه با «سیاست فرمودن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر