معنی سیاری
5 بازدید
[ سَ یْ یا ] (اِخ) شیخ ابوالعباس بن القاسم بن المهدی السیاری رحمةاللََّه تعالی. دخترزادهٔ احمد سیار است و از اهل مرو و شاگرد ابوبکر واسطی است و عالم به حقایق احوال و فقیه و حدیث بسیار داشت. و از برکات صحبت واسطی بدرجه ای رسید که امام صنفی از متصوفه شد. قبر وی در مرو است و مردم برای حاجت بدانجا شدندی و کفایت مهمات طلبیدندی. (از طرایق الحقائق معصوم علیشاه چ محجوب ص ۵۲۲).
کلمات همقافیه با «سیاری»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ری» برای سرودن شعر