معنی سکهکن
5 بازدید
[ سِ کْ کَ / کِ کَ ] (نف مرکب) آنکه بر روی سکه نقش کند. رجوع به تذکرة الملوک چ ۲ صص ۲۱ -۲۲.
کلمات همقافیه با «سکهکن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «کن» برای سرودن شعر