معنی سکهکاری
7 بازدید
[ سِ کْ کَ / کِ ] (حامص مرکب) کار سکه کردن. عمل سکه زدن : به دستور مقرر در اشرفی و عباسی سکه کاری نمایند. (تذکرة الملوک ص ۳۳).
کلمات همقافیه با «سکهکاری»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ری» برای سرودن شعر