معنی سکنگبین
6 بازدید
[ سِ کَ گَ ] (اِ مرکب) (از: سک، سرکه +انگبین). رجوع کنید به سرکنگبین، سکنجبین، اسکنجبین. (مؤید الفضلاء). سرکه انگبین. (مؤید الفضلاء) (از حاشیهٔ برهان قاطع چ معین). سکنجبین، و آن مرکبی است که از سرکه و عسل پزند بجهت دفع صفرا و بلغم چه سک به معنی سرکه و انگبین عسل را گویند و سکنجبین معرب آن است. (برهان) (جهانگیری): از حمام بیرون آمد سکنجبین پیش وی بردند بر سر و روی خود ریخت و پنداشت گلاب است. (مجمل التواریخ والقصص). و زعفران در سکنگبین تسکین زیادت کند. (سندبادنامه ص ۱۵۶). و از داروخانهٔ عدل سکنگبین تخفیف به محروران رعیت باید داد. (سندبادنامه ص ۳۵).
کلمات همقافیه با «سکنگبین»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ین» برای سرودن شعر