معنی سپیجاب
7 بازدید
[ سَ ] (اِخ) شهر معروف بماوراء النهر: ور آزاد شاه سپیجاب بود میان گوان دُرّ خوشاب بود. فردوسی (شاهنامه چ بروخیم ص ۶۸۶). بخارا و سغد و سمرقند و چاج سپیجاب و آن کشور و تخت و تاج. فردوسی (شاهنامه چ بروخیم ص ۵۷۴). رجوع به اسبیجاب و اسفیجاب و سنجاب و سپنجاب شود.
کلمات همقافیه با «سپیجاب»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اب» برای سرودن شعر