معنی سپوزگاری
6 بازدید
[ سِ / سَ / سُ ] (حامص مرکب) عمل سپوزگار. مماطله. دفع الوقت کردن. || عمل فروکردن بزور و عنف.
کلمات همقافیه با «سپوزگاری»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ری» برای سرودن شعر