معنی سپهری هندوستانی
7 بازدید
[ سِ پِ یِ هِ ] (اِخ) اسمش نظام شاه، پادشاهی خوش صحبت و کریم الطبع بود. از سلاطین هند هیچکدام مثل او عراقی دوست و مغل پرست نبوده و بهمین جهت است اشخاص بااستعداد وقتی که از اینجا میروند بدو پناه میبرند، مگر این که قضا آنان را بسوی همایون هندی بکشد. تخلص وی سپهر است. از اوست: خالت خلیل و چهره گلستان آتش است خطت سپاهئی که بدامان آتش است پیش رخ تو دیده سپهری بهم نزد آتش پرست بین که چه حیران آتش است. (از مجمع الخواص ص ۱۸). سلسلهٔ نظام شاهیهٔ احمدآباد به او منتهی میشود. رجوع به مجمع الفصحا ج ۱ ص ۳۱ شود.
کلمات همقافیه با «سپهری هندوستانی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نی» برای سرودن شعر