معنی سپنجیسرای
7 بازدید
[ سِ پَ سَ ] (اِ مرکب) کنایه از دنیا. (غیاث) (آنندراج): ترا شهریارا جز این است جای نماند کس اندر سپنجی سرای.فردوسی. چو این چار گوهر بجای آمدند زبهر سپنجی سرای آمدند.فردوسی. رها کن ز چنگ این سپنجی سرای که پرمایه تر زین ترا هست جای.فردوسی. اگرچند بسیار مانی بجای هم آخر سر آید سپنجی سرای.اسدی. رجوع به سپنج و سپنجی شود. || کلبهٔ فالیزبانان و دشتبانان که بسیار سست و بی ثبات باشد چرا که سه پنج کنایه از سه پنج روز که مدت قلیل است. (غیاث). رجوع به سپنج و سپنجی شود.
کلمات همقافیه با «سپنجیسرای»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ای» برای سرودن شعر