معنی سپسایگی
7 بازدید
[ سِ پَ یَ / یِ ] (حامص مرکب) رجعت و بازگشت و حرکت قهقری. (ناظم الاطباء). این کلمه با فعل رفتن، برگشتن، برگردیدن، برگرداندن، بازگشتن آید: ارجاع؛ دست سپسایگی دراز کردن بگرفتن چیزی. اقعناس؛ سپسایگی بازگشتن. میاط؛ سپسایگی بازگشتن. تراجع؛ سپسایگی بازگشتن. اقعاء؛ سپسایگی برگردانیدن اسب را. قهقری؛ سپسایگی برگردیدن. طَرْمَسة؛ سپسایگی برگشتن. انصیاع؛ سپسایگی برگشتن. (منتهی الارب).
کلمات همقافیه با «سپسایگی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «گی» برای سرودن شعر