معنی سپر انداختن

معنی سپر انداختن

8 بازدید
[ سِ پَ اَ تَ ] (مص مرکب) کنایه از تنزل و فروتنی نمودن. (برهان): چارهٔ مغلوب نیست جز سپر انداختن چون نتواند که روی درکشد از تیر او. سعدی (کلیات چ فروغی ص ۲۶۷ بدایع). || عاجز شدن. (برهان) (شرفنامه): هم سفرانش سپر انداختند بال شکستند و پر انداختند.نظامی. چند چو پروانه پر انداختن پیش چراغی سپر انداختن.نظامی. ما سپر انداختیم گردن تسلیم پیش گر بکشی حاکمی ور بدهی زینهار. سعدی (طیبات). با همه تدبیر خویش ما سپر انداختیم روی بدیوار صبر چشم بتقدیر او. سعدی (طیبات). سپر از غمزهٔ مست تو بیندازد چرخ با دو ابروی تو خود کس نکند پیشانی. نزاری قهستانی. || هزیمت کردن : نه هر جای مرکب توان تاختن که گه گه سپر باید انداختن.سعدی. صاحبنظران لاف محبت نپسندند وآنگه سپر انداختن از تیر بلایی. سعدی (بدایع). || غروب کردن. (برهان) (شرفنامه): چون سپر انداختن آفتاب گشت زمین را سپر افکن بر آب.نظامی. || ننگ و عار. (برهان).

کلمات هم‌قافیه با «سپر انداختن»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «تن» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید