معنی سپرور
5 بازدید
[ سِ پَ رْ وَ ] (ص مرکب) سپردار. آنکه سپر می دارد. (ناظم الاطباء): سپرور پیاده ده و دو هزار گزین کرد شاه از در کارزار.فردوسی.
کلمات همقافیه با «سپرور»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ور» برای سرودن شعر