معنی سپاریدن
6 بازدید
[ سِ / سُ دَ ] (مص) سپردن : سپارید ما را و ساکن شوید به یزدان دادار ایمن شوید.فردوسی. چو میدان سر آمد بتابید روی بترکان سپارید یکباره گوی.فردوسی. هزار طرف بیک میخ و هیچ از او نه پدید بزیر طرف سپاریده میخ را ستوار. ناصرخسرو (دیوان چ تقی زاده ۱۷۸). رجوع به سپردن و سپاردن شود.
کلمات همقافیه با «سپاریدن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر