معنی سوز و ساز
7 بازدید
[ زُ ] (ترکیب عطفی، اِمص مرکب) عشق و محبت و اندوه و الم و غم و آزردگی و ملالت خاطر. (ناظم الاطباء): بر خود چو شمع خنده زنان گریه میکنم تا با تو سنگدل چکند سوز و ساز من. حافظ.
کلمات همقافیه با «سوز و ساز»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «از» برای سرودن شعر