معنی سوزن زدن
6 بازدید
[ زَ زَ دَ ] (مص مرکب) فروبردن سوزن در... (یادداشت بخط مؤلف). || دوختن. بشغل خیاطی مشغول بودن. (یادداشت بخط مؤلف). || با سرنگ مایعی را در بدن فروکردن. (یادداشت بخط مؤلف).
کلمات همقافیه با «سوزن زدن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر