معنی سوزنگری
9 بازدید
[ زَ گَ ] (حامص مرکب) عمل سوزن ساختن. کار سوزن ساز: سوزنگری بمانم و کیمخت گر شوم خر لنگ شد بمرد خرک مرده به که لنگ. سوزنی. تا شرط شغل سوزن و سوزنگری بعرف آخر بود بمثقبه اول بمطرقه.سوزنی.
کلمات همقافیه با «سوزنگری»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ری» برای سرودن شعر