معنی سوزاک

معنی سوزاک

6 بازدید
(اِ مرکب) نام مرضی است مشهور و آن سوزشی باشد که بسبب زیادتی صفرا در مجرای بول بهم میرسد و آنجا را ریش کند و چرک آید. (برهان) (جهانگیری). بیماری معروف که به عربی حرقةالبول گویند. (فرهنگ رشیدی). یکی از امراض مقاربتی است که در بادی امر عبارت است از التهاب قسمت انتهای مجرای بول موسوم به پیشاب راه بواسطهٔ میکرب مخصوصی به نام گونوکوک . گونوکوک از دستهٔ میکربهای کروی و دوقلو است و رنگ کرم را بخود میگیرد. سوزاک مصونیت ندارد و مبتلایان ممکن است مجدداً مبتلا شوند. هیچ کس در برابر این بیماری مصون نیست. در زنان و مردان بالغ بیماری مزبور بوسیلهٔ مقاربت سرایت میکند. (فرهنگ فارسی معین): آنرا که رسد ز رنج سوزاک الم بیند المی از سبب آن هر دم. یوسفی طبیب (از جهانگیری). || آبله. بثره. (ناظم الاطباء). || سوختگی. (فرهنگ رشیدی). ریش با التهاب و سوزش. (ناظم الاطباء). || (نف) سوزان. سوزنده. سوزا. (فرهنگ فارسی معین).

کلمات هم‌قافیه با «سوزاک»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «اک» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید