معنی سوزا
6 بازدید
(نف) سوزنده. (آنندراج) (برهان) (فرهنگ رشیدی). بشدت سوزان. (ناظم الاطباء). || قابل احتراق و سوختنی. (فرهنگستان). || (اِ) صفرا. زهره. داخس. (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «سوزا»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «زا» برای سرودن شعر