معنی سورمق
7 بازدید
[ مَ ] (اِخ) نام یکی از دهستانهای دوازده گانهٔ بخش مرکزی شهرستان آباده. حدود و مشخصات آن: از شمال ارتفاعات اعلا از خاور کوههای سیاه و فراغه، از جنوب مزارع دهستان اقلید و دشت طغور، از باختر دهستان چنار و جلگهٔ آباده. محصولات آن عبارتند از غلات، پنبه، کشمش، بادام. از یازده آبادی تشکیل شده و نفوس آن بالغ بر ۶۲۰۰ تن است. و قرای مهم آن: دشت بیضا، فیض آباد، جوشقان و مرکز دهستان قصبهٔ سورمق است. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۷).[ مَ ] (اِخ) قصبه مرکز دهستان سورمق بخش مرکزی شهرستان آباده. دارای ۴۳۶۰ تن سکنه. آب آن از قنات. محصول آنجا غلات، پنبه، انگور، بادام است. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۷).
کلمات همقافیه با «سورمق»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «مق» برای سرودن شعر