معنی سوراخ شدن
6 بازدید
[ شُ دَ ] (مص مرکب) رخنه یافتن. شکافته شدن : سوراخ شده ست سد یأجوج یک چند حذر کن ای برادر.ناصرخسرو. - سوراخ شدن در آسمان و سقف آسمان؛ حادثهٔ بزرگ اتفاق افتادن. (آنندراج): هیچ سوراخی نخواهد گشت سقف آسمان گر سری گاهی ز جیب شادمانی سر کنم. ظهوری (از آنندراج).
کلمات همقافیه با «سوراخ شدن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر