معنی سوراخدار
5 بازدید
(نف مرکب) رخنه دار و دارای منفذ و ثقبه. هر چیز که دارای ثقبه های بسیار بود و هر چیز کرم خورده. (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «سوراخدار»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ار» برای سرودن شعر