معنی سودهگر
5 بازدید
[ دَ / دِ گَ ] (ص مرکب) حکاک. (منتهی الارب) (دهار): عقیق را چو بسایند نیک سوده گران که آبدار بود با لبان تو ماند.دقیقی.
کلمات همقافیه با «سودهگر»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «گر» برای سرودن شعر