معنی سودا نمودن
8 بازدید
[ سَ / سُو نُ / نِ / نَ دَ ] (مص مرکب) با هم معامله کردن در خرید و فروخت. (آنندراج): چو سودا نموده به کاغذفروش برآورده چون کاغذش در خروش. ملاطغرا (از آنندراج).
کلمات همقافیه با «سودا نمودن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر