معنی سوداگر
7 بازدید
[ سَ / سُو گَ ] (ص مرکب، اِ مرکب) تاجر. (آنندراج). آنکه معاوضه کند: بر دکان بودی نگهبان دکان نکته گفتی با همه سوداگران.مولوی. سوداگران هر بلاد و دیار نفایس اقمشه و امتعه جزایر و ... (حبیب السیر). - امثال: سوداگر پنیر در شیشه میخورد. سوداگر دزد مال خود است.
کلمات همقافیه با «سوداگر»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «گر» برای سرودن شعر