معنی سوداکده
7 بازدید
[ سَ / سُو کَ دَ / دِ ] (اِ مرکب) مکان داد و ستد. دارالتجارة. سوداجای. (فرهنگ فارسی معین). سوداخانه. (آنندراج): خانه آئینهٔ سوداکدهٔ دیگر شد عشق در چار سوی حسن دکان ساخته است. سراج المحققین (از آنندراج).
کلمات همقافیه با «سوداکده»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ده» برای سرودن شعر