معنی سوداوی
6 بازدید
[ سَ وی ی ] (ع ص نسبی) منسوب به سوداء: و قد یکون لخلط سوداوی و هو الاکثر و قد یکون لخلط بلغمی غلیظ. (قانون بوعلی سینا). و با تب ربع مردم از امراض سوداوی برهند. (ذخیرهٔ خوارزمشاهی).
کلمات همقافیه با «سوداوی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وی» برای سرودن شعر