معنی سوداوه
5 بازدید
[ وَ ] (اِخ) سودابه است که زن کیکاوس باشد (برهان): و دختر شاه هاماوران سوداوه کاوس را خدمت همی کرد. (مجمل التواریخ و القصص ص ۴۶). رجوع به سودابه شود.
کلمات همقافیه با «سوداوه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وه» برای سرودن شعر