معنی سودانیات
5 بازدید
(ع اِ) مرغی باشد سبزرنگ و منقار درازی دارد و درختان را بمنقار سوراخ کند و آن را بشیرازی دارنمک خوانند. (برهان) (آنندراج). مرغی است که به فارسی داربو و به عربی سروما خوانند. (تحفهٔ حکیم مؤمن). گوشت مرغان که بتازی سودانیات گویند. این نوع مرغان را بشهر من [ گرگان ] ساری گویند، گوشت ایشان بد باشد. (ذخیرهٔ خوارزمشاهی). سار ملخ خوار و آنرا زرزور نیز گویند. (نخبة الدهر دمشقی ص ۱۱۷). رجوع به سودانیة شود.
کلمات همقافیه با «سودانیات»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ات» برای سرودن شعر