معنی سودابه
9 بازدید
[ بَ / بِ ] (اِخ) نام دختر پادشاه هاماوران است که زن کیکاوس باشد. (برهان). نام دختر پادشاه هاماوران بوده که بحسن مشهور و اعراب او را شعرای یمانی میگفتند و آنرا سوداوه نیز گفته اند. (آنندراج) (انجمن آرا): غمین گشت سودابه را پیش خواند ز کاووس چندی سخنها براند.فردوسی.
کلمات همقافیه با «سودابه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «به» برای سرودن شعر