معنی سوختهبید
8 بازدید
[ تَ / تِ ] (اِ مرکب) زغال بید که در پالودن بکار بوده : سوخته بید و باده بین رومی و هندویی بهم عشرت زنگیانه را برگ و نوای تازه بین. خاقانی (دیوان چ سجادی ص ۴۵۸). رجوع به سوخته شود.
کلمات همقافیه با «سوختهبید»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ید» برای سرودن شعر