معنی سوختهبال
7 بازدید
[ تَ / تِ ] (ص مرکب) بال و پر ریخته : با بلبلان سوخته بال ضمیر من پیغام آن دو طوطی شکرفشان بگوی. سعدی.
کلمات همقافیه با «سوختهبال»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ال» برای سرودن شعر