معنی سوارک آب
6 بازدید
[ سَ رَ کِ ] (ترکیب اضافی، اِ مرکب) سواران آب است که حباب باشد. (برهان). حباب. (فرهنگ رشیدی): به که در آبت افکنند بتاب نکشد آب خر سوارک آب. امیرخسرو. || موجهٔ آب. (برهان). رجوع به سواران آب شود.
کلمات همقافیه با «سوارک آب»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «آب» برای سرودن شعر