معنی سوارهنظام
6 بازدید
[ سَ رَ / رِ نِ ] (اِ مرکب) سپاهیان سواره. قسمتی از سربازان که افراد آن سوار اسبند. مقابل پیاده نظام.
کلمات همقافیه با «سوارهنظام»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ام» برای سرودن شعر