معنی سهیک
6 بازدید
[ سِ یَ / یِ ] (عدد کسری، اِ مرکب) سه یکه. سه یکی. ثلث. یک بهره از سه بهرهٔ چیزی. (ناظم الاطباء). ثلث. یک سوم : سه یک بود تا چاریک بهر شاه قباد آمد و ده یک آورد راه.فردوسی. سه یک زآن نخستین بدرویش داد پرستندگان را درم بیش داد دو دیگر سه یک پیش آتشکده همان مهر و نوروز و جشن سده.فردوسی. پیش از وی چنان بود که از جایی سه یک موجود خراج بود و از جایی پنج یک و همچنین تا شش یک رسید. (فارسنامهٔ ابن البلخی ص ۹۳). مقامر را سه شش میباید ولیکن سه یک می آید. (گلستان چ یوسفی ص ۱۸۹). || شراب ثلثان شده : با چار لب دو شاهد از می سه یک بخور و روان برافروز.خاقانی. رجوع به سه یکی و سیکی شود. || نوبهٔ سه یک. و آنرا حمی الغب و حمی المثلثه نیز نامند. (یادداشت بخط مؤلف).
کلمات همقافیه با «سهیک»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یک» برای سرودن شعر