معنی سهیقد
6 بازدید
[ سَ قَ دد / قَ ] (ص مرکب) سهی قامت. بلندقامت. موزون اندام : برخ شد کنون چون گل ارغوان سهی قد و زیبارخ و پهلوان.فردوسی. چندان بود کرشمه و ناز سهی قدان کآید بجلوه سرو صنوبرخرام ما.حافظ. ندانم از چه سبب رنگ آشنایی نیست سهی قدان سیه چشم ماه سیما را.حافظ. رجوع به سهی شود.
کلمات همقافیه با «سهیقد»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «قد» برای سرودن شعر