معنی سنگ صلایه
6 بازدید
[ سَ گِ صَ یَ / یِ ] (ترکیب اضافی، اِ مرکب) سنگی که داروها را بر روی آن سایند. (آنندراج). مداک. مدوک. (منتهی الارب): گرز او مغفر چون سنگ صلایه شکند در سرش مغز چو خایسک که خایه شکند. منوچهری.
کلمات همقافیه با «سنگ صلایه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یه» برای سرودن شعر