معنی سنگ در موزه آمدن
5 بازدید
[ سَ دَ زَ مَ / مو زَ / زِ دَ ] (مص مرکب) بی قرار شدن، مضطرب گردیدن : بی چاره جان در قالب چون کیک در شلوار و سنگ در موزه... آمد. (مرزبان نامه). رجوع به سنگ در موزه افتادن شود.
کلمات همقافیه با «سنگ در موزه آمدن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر