معنی سنگ بر سبو زدن
9 بازدید
[ سَ بَ سَ زَ دَ ] (مص مرکب) کنایه از توبه کردن از شراب خوردن و عیش منغص کردن و شدن. (آنندراج) (مجموعهٔ مترادفات ص ۱۰۰). سنگ بر سبو آمدن. (آنندراج): شد آبروی من همه در عشق ریخته تا خیره خیره سنگ زدی بر سبوی من. امیرمعزی (از آنندراج).
کلمات همقافیه با «سنگ بر سبو زدن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر