معنی سنگ بر سبو آمدن
8 بازدید
[ سَ بَ سَ مَ دَ ] (مص مرکب) کنایه از توبه کردن از شراب خوردن و عیش منغص کردن و شدن. (آنندراج): گزیدم خاکساری تا شوم ایمن ندانستم که هر جا هست سنگی بر سبوی عشق می آید. صائب (از آنندراج). رجوع به سنگ و سنگ بر سبو زدن شود.
کلمات همقافیه با «سنگ بر سبو آمدن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر