معنی سنگ آستان
7 بازدید
[ سَ گِ ] (ترکیب اضافی، اِ مرکب) سنگ آستانه. دهلیزخانه. (آنندراج). سنگ که در آستان یا آستانهٔ در بکار رفته باشد: زیر سر گنجی ز سنگ آستانش داشتم سر به این معنی مرا در کوی او پامال بود. میرزا عبدالغنی قبول (از آنندراج).
کلمات همقافیه با «سنگ آستان»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تان» برای سرودن شعر