معنی سنگ آتش
6 بازدید
[ سَ گِ تَ ] (ترکیب اضافی، اِ مرکب) حجرالنار. اگر زنی دشوار زاید بر ران او بندند زاییدن بر او آسان گردد. (برهان). سنگی که از آن آتش به چقماق برآرند و آنرا به عربی حجرالنار خوانند چه در این سنگ نسبت به سنگهای دیگر آتش بیشتر میباشد. (آنندراج). سنگ چخماق. (یادداشت مؤلف). قداح. (دهار): جلوهٔ معشوق می یابیم از هر شعله ای سنگ آتش را مگر از کوه طور آورده اند. میرزا رضی (از آنندراج). گه منع کنندم ز غم مشتاقی گه طعنه زنندم ز شراب و ساقی القصه درین سوخته ام نیست دمی آسوده چو سنگ آتش از چقماقی. محمد قلی سلیم (از آنندراج).
کلمات همقافیه با «سنگ آتش»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تش» برای سرودن شعر