معنی سنگین‌دل

معنی سنگین‌دل

5 بازدید
[ سَ دِ ] (ص مرکب) مرادف سنگدل. (آنندراج). سخت دل. بی رحم. قسی القلب : چون مرا دید ایستاده بر کنار رودبار گفت ای بی معنی سنگین دل نامهربان. فرخی. بربند موی و حلقهٔ زرین گوش تو سنگین دلان حلقهٔ خضرا گریسته.خاقانی. به بر گرچه سیمند سنگین دلند به سنگین دلان زین سبب مایلند.نظامی. پری پیکر نگار پرنیان پوش بت سنگین دل سیمین بناگوش.نظامی. زهی اندک وفا و سست پیمان که آن سنگین دل نامهربانست.سعدی. روی اگر پنهان کند سنگین دل سیمین بدن مشک غماز است نتواند نهفتن بوی را. سعدی. با که این نکته توان گفت که آن سنگین دل کشت ما را و دم عیسی مریم با اوست. حافظ. ببُرد از من قرار و طاقت و هوش بت سنگین دل سیمین بناگوش.حافظ. کفر زلفش ره دین میزد و آن سنگین دل در پِیَش مشعلی از چهره برافروخته بود. حافظ. نخواهد ماند صائب دانه ای در خرمن هستی اگر گردون سنگین دل به این دستور میگردد. صائب (از آنندراج).

کلمات هم‌قافیه با «سنگین‌دل»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «دل» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید